تبليغاتX
شکسته ساز

پرویز مشکاتیان زنده است.

مشکاتیان بی گمان یکی از بزرگترین آهنگسازان و نوازندگان سنتور در تاریخ موسیقی ایرانی است.

هرگز درگذشت اورا باور نکردم چرا که او یک نوازنده ی معمولی نیست.عاشقی است که با سازش عشق را می نوازد

کارهای او در موسیقی اصیل ایرانی زنده است..اگر به زنده بودنش شک دارید "بیداد" استاد شجریان را گوش کنید.

گوش کنید در خواهید یافت که همچنان زنده است.صدای سنتورش همچون موجهای دریا شنونده را بالا و پایین می برد.

"نوا" مرکب خوانی شجریان را به یاد آورید. نوای عشق و زندگی را خواهید شنید.نوایی که به گفته ی بسیاری از

 دوست داران استاد از بهترین کارهای ایشان است.

" در آستان جانان "را به یاد آورید،شنونده را به کجا می برد؟به سفری آرام و دلپذیر.

"دود عود"  بخشهایی از آن را بارها از صدا و سیما شنیده ای، یکی از زیباترین قطعات نواخته شده با سنتور در دستگاه

 سه گاه را در دود عود می شنوید.

نمی توان فضای حماسی "دستان" را فراموش کرد.بهترین کار در دستگاه چهارگاه که تاکنون شنیده ام دستان است.هر

 بار نام دستگاه چهار گاه می آید نا خودآگاه،دستان در سرم می پچد.

"قاصدک،گنبد مینا،خلوت گزیده ،جان عشاق،سر عشق "در همه ی این کارها هنر مشکاتیان زنده است.

"لاله ی بهار" استاد شهرام ناظری،غم بهاری که به زیبایی نواخته شده و و کارهای دیگر که هر کدام نشان از زنده بودن مشکاتیان است.

و اما تصنیف جاودانه ی "همراه شو عزیز " با اینکه در دهه ی ۵۰ ساخته شده اما گویی برای همه ی زمانها و نسلها و دهه ها است.

پرویز مشکاتیان را دوست دارم،هم  برای  کارهای جاودان او در موسیقی اصیل ایرانی،و هم برای شخصیت دوست داشتنی و

مردمی او.30 شهریور 88 مشکاتیان از این جهان به سرای جاودانگی رفت..مشکاتیان زنده است چون اگراورا از موسیقی

اصیل ایرانی بگیریم،بخش با ارزشی از موسیقی اصیل ما می میرد.

روحش شاد باد و یادش گرامی

..............................................................................................................................

برای کسانی که ایشان را نمی شناسند:

با هر سلیقه ی موسیقی، و یا هر سن و سالی که هستید اگر کارهای پرویز مشکاتیان را نشنیده اید، از نعمت خدادادای

شنیدن به درستی بهره نبرده اید. پیشنهاد می کنم،حتی اگر اهل موسیقی اصیل هم نیستید،کارهای ایشان را گوش کنید.

این هم پیوند ویکی پدیا برای آشنایی بهتر با زندگی پرویز مشکاتیان

 پرسش از کسانی که ایشان را می شناسند:

کدامیک از کارهای استاد پرویز مشکاتیان را بیشتر دوست دارید؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 12:18   کیوان  | 

نکات:

۱_درود

۲_هستی یکی از دوستان و یاران شکسته ساز ، در بخش دیدگاه ها من رو با پرسش بسیار مهم و با ارزشی روبه رو کرد:مگر جایی برای لبخند خدا مانده؟این پرسش سکوت چند ماهه ی من رو شکست.نوشته ی لبخند خدا پاسخ به این پرسش است، پس پاسخ شخصی به ایشون نیست و روی سخن من با ایشون نیست.این روشنگری رو انجام دادم که هرگز این نوشته رو درمقابله یا برابر کسی نبینید..سکوتم از رضایت نیست  تارنگار هستی است پیشنهاد می کنم سر بزنید من که از خوندن نوشته هاش بهره می برم.

۳_پاسخ شما به این پرسش : آیا جایی برای لبخند خدا مانده؟  وچه زمانی خدا لبخند می زند؟

۴-تارنگار شکسته ساز از امروز تا نوروز هر دو هفته یکبار به روز می شود.کمبودهایی که قالب کنونی داره به زودی درست می شه و از این رو پوزش می خوام.

پیروز باشید،در پناه راستی.

.......................................................................................................................................

خدای لبخند می زند

نه آن لبخندی که در صورت آید و بر چهره نشیند که خداوند فراتر از جسم و ماده است.لبخندش،لبخند دل است

 در آیینه ی جان.دیدنی نیست؛تنها بر دل می نشیند.دل اگر  دروازه مهر را به سوی خود نبندد،دل اگر  با گوهر

 گرانبهای عشق بیگانه نباشد،دل اگر عاشق باشد،لبخند خدا را  به چشم دل می بیند.

این یک فلسفه ی پیچیده نیست،به سادگی لبخند یک کودک است. لبخند خدا را در میان خنده های پاک یک

کودک می توان یافت .همین لبخند ساده پاسخ من است به همه ی پوچ گرایان،به همه ی فلسفه های پیچیده

به پوچ،پاسخ من است به آنهاکه تنها سیاهی جهان را می بینند و در جهان جز تیرگی و نفرت چیز دیگری

نمی بینن.نگاه کنید به لبخند کودک،چه می بینید؟

 ای کسانی که می گویید  آمدن انسان به این جهان نتیجه ی یک هوس است؟پاسخ خود را در یک لبخند

 بیابید.

با عشق بیگانه اید عشق را فسانه می پندارید،به بودن خود نیز شک دارید،خود را بیابید،

 نه در میان کتابهای سنگین وزن وسبک اندیش، و نه در میان تاریکی کافه های روشنفکری،

خود را  تنها در آینه ی یک لبخند بیابید.

خدای نیز لبخند می زند.جای لبخند خدا جای دل است،دل خویش را بنگرید،لبخند را خواهید یافت.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 12:33   کیوان  | 

 نخست سخنی با خوانندگان:

درود بر شما

ساز شکسته چندین ماه فراموش شدو در گوشه ای خاک می خورد تا امروز که دوستی آمد و ساز خاموش را  کوک کرد و به دست من داد.آنان که دستی بر ساز دارند می دونن که با ساز شکسته می شه نواخت ولی با ساز نا کوک نمی شه. اینبار چند قدم مانده به کوی پاییز،برگشتم تا برای شما بنوازم و از شما بیاموزم.ممنونم از همراهی همه دوستان و سپاس از دستان پاکی که ساز را کوک کرد و دوباره به من انگیزه ی نوشتن داد.

………...............................................................................................................................

کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین  رو خوندین؟

اگه نخوندین چیزهای زیادی از دست دادین.این جمله ها ی زرین رو از اون کتاب بیرون آوردم.

دوست دارم دیدگاه های شما رو هم بدونم.کدوم جلمه رو با ارزش و تاثیر گذار می دونید؟

  • گذشته و آینده زمان حال را به سرقت می برند.
  • انتقاد پیوسته نوعی مشکل روانی است که کم کم منجر به بیماری روماتسیم می شود.
  • پس از اینکه دریا از تلاطم ایستاد کشتی های نجات فرا می رسد.
  • زندگی همانند یک آینه است و ما در دیگران،بازتاب چهره ی خودمان را می بینیم.
  • هر قدر انسان بیشتر بداند مسئولیتش بیشتر خواهد بود.
  • نفرین همیشه به گوینده ی آن بازمی گردد.
  • (بام ذهن آدمی حیاط خانه ی خداست)

......................................................................................................................................

خودم و خودت۱:

خودت:این جمله ی آخرو از کجا آوردی؟چقدر آشناست.مطمئنی از همین کتابه؟

خودم:نه! راستش دیدم قشنگه خوشم اومد گذاشتمش جمله ی حسین پناهیه.(ببینم کی حواسش جمه)

خودت: چه لوس!چند وقت نبوده با مزه شدی.ببینم تو قدیما یه جور دیگه می نوشتی پس زبان فارسی و پاک سازی و اینا کجا رفتن؟

خودم:ولمون کن بابا حوصله داری.سری که درد می کرد و این همه دستمال بستم چی شد؟بگذار یه باردستمال رو  باز کنیم ببینیم چی میشه.

خودت:همین شمایید که با بی تفاوتی فرهنگ مارو نابود کردید.

خودم:دیگه داری زیادی گیر می دی.ببین خود تو جمله ی نخست چند تا واژه ی نا پارسی به کار بردی:

آخرـمطمئن ـ چقدرـکتاب

خوش باشید و پیروز

در پناه راستی.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 22:36   کیوان  |