|
....................................................................................................................... *خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری(نیایش امام سجاد) *دوستی او بلاست من غلام آن که به بلای او مبتلاست.* *الهی!اگر به دوزخ فرستی رضا است.از خود دور مکن*.(خواجه عبد الله) **الهی دلی ده که جای تو باشد لسانی که در وی ثنای تو باشد** **الهی چنانم کن از عیب خالی که هستیم محو و فنای تو باشد** ....................................................................................................................... پیشینان اینگونه تو را نیایش و ستایش نموده اند.اکنون شکسته ساز می خواهد نخستین ترانه اش ستایش تو باشد.با نام تو این ساز را بنوازد و با ساز خود رازو نیاز کند.من یکی از آفریدگان تو سپاست میگویم که به من زندگی بخشیدی سپاست میگویم که از روح خود در من دمیدی و سپاست میگویم که مرا به زمین فرستادی تا آزمایشم کنی. عشق را در تو ای سرچشمه ی عشق می جویم و عاشق بودن را از تو عاشق ترین می آموزم. خداوندا ساز مرا هم کوک آوای بلبانی کن که در سپیده ترا میستایند هم نوای بادی که گردهای زندگی را به این سو و آن سو می بردو هم صدای موجی که بی کرانه ی دریا را نوازش میکند.مرا هم سفر اشکی کن که برای تو میریزد و هم راه رودخانه ای کن که به سوی تو میرود.مرا هم قفس شکسته بالی کن که به سوی تو پرواز میکرده و هم خیال چوپانی که ترا در آغوش میگیرد. خداوندا مرا یاری کن تا آوای این شکسته ساز به گوش شنوندگان خوش آید. هزاران برگ نیز در دفتر سپاس تو هیچ است پس این برگ بی خط را از من بپذیر.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:34  کیوان
|
|
|