تبليغاتX
شکسته ساز

من نمی خواهم که بعد از مرگ من فغان کنند

                                دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند

من نمی خواهم فرزندان و نزدیکان من

                          ای پدر جان  ای عمو  جان ای برادر جان کنند

من نمی خواهم پی تششیع من خویشان من

                                    خویش را کار وا دارند و سرگردان کنند

من نمی خواهم پی آمرزش من تازیان

                                      با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند

                                    

من نمی خواهم خدا را گوسفندی بیگناه

                                           بهر اطعام عزادارن من قربان کنند

من نمی خواهم که از اعمال نا هنجار من

                               ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند

آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس

                                           من نمی خواهم مرا آلودۀبهتان کنند

جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست

                                     خود اگر ناپاک تن را طعمۀ نیران کنند

حبیب یغمایی

 

آشنایی با یکی از دانشمندان نا شناخته (که اجازه ندارم نامش روبیارم)یافتن این شعر زیبا از

 حبیب یغمایی رو به همراه داشت.پیش از این درباره ی مرگ و سوگواری سخن گفتم .

اکنون می خوام باورهامو بیشتر باز کنم در این زمینه:

 

 

پس از درگذشت هر کس برگزاری یک بزرگ داشت و یادبود مناسب  نیاز ی انکار نکردنی

 است.شیوه برگزاری این یادبودها را می توان بازنگری کرد.اگر  در پی  ساختن  جامعه ای

 درست  هستیم و اگر باور داریم که هر کدام از ما می تواند در جامعه تاثیر  گذار باشد،

نسل ما نباید کورکورانه آنچه از پیشینیان رسیده را بی چون جرا بپذیرند.

مگر دین برای بهتر زندگی کردن  انسانها نیامده؟پس باید  با به کار بردن ابزار اندیشه در

 برابرآنچه که با خرد ما سا زگاری ندارد، ایستادگی کنیم.

از آنجاکه قرآن کتاب آسمانی دین اسلام است آشنایی با آن و آشنایی با کتابهای آسمانی

 هر دین دیگر از میترا تا...برای رهروان هر دینی  ضروری است.اما چه نیازی به خواندن

قرآن به زبانی بیگانه است؟ما همچنان از  آسیبهای فرهنگی فراوانی که آن بیابانگردان به

ما وارد کرده اند زیان دیده ایم،پس چرا در عادت های اجتماعیه نادرست بازنگری نمی کنیم؟

شگفتی اینجاست که اگر سوگواری امروزی تازیان را باسوگواری ایرانیان بسنجیم آنها  آرامتر

و مناسبترمراسم برگزار می کنند.

دوستان در نوشته های پیشین اشاره ی درستی داشتند به اینکه این گریه ها و آرامش بر هم زدنها

از روی ناراحتی های است که هر کس برای خود دارد و در حقیقت هر کس بر حال خود می

 گرید.بدبختانه در این چند ساله تلاشها ی فراوانی برای برگزاری گرد همایی های همگانی

 گریه  که به  نام مراسم مذهبی گوناگون برگزار می شود،انجام شده. با آگاهی  از اینکه  زیاد

بودن فشارهای روانی  و جسمی بر روی افراد و دشوار شدن زندگیهازمینه ی،چنین پایگاهای خرافی

 و یاس پراکنی را فراهم کرده. پس بر هم زدن آرامش با چنین دلیلی(بر حال خود گریستن)

خودخواهی است .

شناخت(تعریف) مراسم سوگواری:

بزرگداشتی که برای آرامش   روح فرد درگذشته و بازماندگان او  برگزار می شود.بر این پایه

 هر حرکتی که بر هم زننده ی آرامش باشد  دور از خرد جمعی است.همچنین سخنرانیهای دینی

 که در این یادبودها انجام می شود نباید دربهای فکر ما را بر روی خرافه های دور از خرد باز کند.

بار دیگر یادآوری می کنم که هوده(هدف)من از این نوشته ها دین ستیزی نیست.من به دنبال

یافتن رفتارهای درست اجتماعی هستم ..فراموش نکنیم به باورهای مذهبیه همه افراد احترام

می گذارم،همچنین منظور از برگزاری آرام و درخور سوگواریها کنار گذاشتن هر گونه گریه و

 ناراحتی نیست. بی گمان دیدگاهای شما یکی از  بهترین راهها برای رسیدن به راه کارهای

درست اجتماعی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 23:45   کیوان  | 

 

بار دیگر در حادثه ای جان سوز گروهی از هم میهنان خود را از دست دادیم.

از خدا برای از دست رفتگان آمرزش و برای بازماندگان آرامش می خواهم.

***********************************************

 

ای مهربان ترازبرگ دربوسه های باران         بيداری   ستاره   در  چشم  جويباران

آيينه   نگا هت پيوند   صبح و ساحل            لبخند  گا هگا هت   صبح  ستاره باران

بازآ که در هوایت خاموشیه جنون است       فریا دها  بر انگیخت ا ز سنگ کو هساران

ای جويبارجاری زين سايه برگ  مگريز      کاين گونه فرصت از دست دادند بيشماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم            بيرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بيگانگی ز  حد رفت  ای آشنا  مپرهيز          زين عاشق پشيمان سر خيل  شرمساران

پيش از من و تو بسيار بودندو نقش بستند         ديوار  زندگی  را  زين   گونه  يادگاران

این نغمه ی محبت بعد  از  من  و ماند          تا  در  زمان  باقیست  آواز  باد  و  باران

شعر:شفیعی کد کنی

یکی از تصنیف های شنیدنی استاد شجریان در دستگاه راست پنجگاه با آهنگسازی حسین علیزاده

 در کار فریاد و هم نوا با بم

 

***********************************************

بر دل کلامش مضراب جانم می زند

مضراب جان آمد

                    http://mezrabejan.blogfa.com

                    

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 0:4   کیوان  |