تبليغاتX
شکسته ساز

به نام خداوند نوروز

پرده  بگردان  و   بزن   ساز   نو                      هین  که   رسید  از  فلک  آواز نو

تازه و خندان  نشود  گوش و  هوش                      تا   ز   خرد   در     نرسد  راز  نو

بر   جه   ساقی   طرب   آغاز کن                      مز    می    کهنه   بنه    آغاز   نو

چون نکنم ناز که پنهان و  فاش                        می  رسدم    خلعت و   اعزاز   نو

پرّ  همایی   بکش   در   وفا                        بر   سر   عشّاق   به    پرواز  نو

بس کن کین گفت تو نسبت به عشق                      جامه ی  کهنه ست  به  بزّاز  نو

 

مولا نا

روزگار ترانه ای نو می نوازد.هستی به زادروز خود نزدیک می شود گویی جهان دوباره زنده می شود.

ساز طبیعت ترانه ی بهاری می نوازد.همخوانی پرنده ها با هم نوازی باد و باران.زاد روزآفرینش

 هستی  نزدیک است.زادروز آفرینش آب و خاک و آتش زمین و آسمان و ماه.نوروز می آید....

نوروز را پیشا پیش شاد باش می گم به همه ی شما همراهان شکسته ساز.

چه زیباست که این جشن زیبای ایرانی را با زبان ایرانی بهم شاد باش بگیم.نگه داشت فرهنگ از

 همین واژگان آغاز می شود اگر ما خود نگهبان فرهنگ خود باشیم هرگز بیگانگان نمی توانند

 آسیبی به این فرهنگ رسانند.

شاد باش نوروزی را جایگزین تبریکهای عید کنیم.این زیباتریم نوروزی ماست.

ما تا زمانی که خودمان ارزش تاریخمان (که شناسنامه ی همه ی ماست )وارزش فرهنگ گذشتگان

را باور نکنیم هرگز نباید از بیگانگان شگفت زده وخشمگین شویم.تا زمانی که در کتابهای تاریخی

خود دروغ می نویسیم،تا  زمانی که نوروز  رو با واژگان بیگانه گرامی می داریم،تا زمانی که سد

سیوند می سازیم،تا زمانی که رسانه ی فارسی زبان pmc  به زبان فارسی فیلم 300 را  آگهی

 می کند نباید از چنین کارهایی شگفت زده شویم.آتش  ایران ستیزی از سالها پیش برافروخته شده

 از زمانی که بیگانگان کتابخانه های ما را سوزاندند. درباره ی فیلم 300 از دیدگاه من هر اندازه

 برخوردها و واکنشها تندتر شود فیلم فروش بهتری خواهد داشت. پس راه پیشگیری از چنین دشامد

هایی (فاجعه)آگاه کردن همگانی درباره ی فرهنگ ایران باستان است.اگر مردم از این فرهنگ  و

پیشینه آگاه باشند نمایش دادن پارسیان در جامه ی آدمهای نخستین و سیه چردن کردن خشایار شاه

 مانند یک فیلم کمدی جلوه خواهد کرد. نگهداشت فرهنگ از خود ما آغاز می شود با پاک سازی زبان

 فارسی با همگانی کردن آگاهی های تاریخی و با کارهای این چنینی.راز نوروز ما می تواند گرامی

 داشت فرهنگ ایران باستان و ارزش دادن به شناسنامه های (تاریخ)خود باشد.من واکنش تند

با این فیلم رو نمی پسندم و پی ریزی زیر ساختهای فرهنگی رو راه مبارزه می دونم.خشنود

می شم اگر این گفتگو رو در دیدگاه ها ادامه بدیم و بشکافیم که بهترین راه مبارزه با ایران

ستیزی چیست؟اهمانگونه که می بینید پس از ژرف اندیشی دستینه های اینترنتی رو هم نا کارآمد

دونستم.خشنود می شم اگر با دیدگاه هاتون من رو راهنمایی کنید.

....چه زیبا است اگر ساز درون خود بار دگر کوک کنیم.ترانه ای نو هم آوا با طبیعت بنوازیم.چه زیبا

 است اگر ببخشیم خشمها و دشمنی ها را  که  در سال نو به هیچکاری نخواهند آمد.

اندیشه های خود را در گرمابه ی مهر و نوروز بشوییم.دور بریزیم هر آنچه از خشمها و کینه های

گذشته مانده.دل به نیکی ببندیم و در جایگاهی نو بایستیم.چه زیبا است اگر در بخشش از یکدیگر

 پیشی بگیریم.آهنگ جان ما مهر باشد و راز خرد ما نوروز.ساز درون خود را کوک مهر کنیم تا با

 طبیعت همنوازی کنیم.

 نوروز شادی رو برای همه آرزو می کنم.

مملکت تنگ بود و مرد بزرگ(همکلاسی)

نوروز فرخنده باد(نوشته ای زیبا از داریوش)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 0:18   کیوان  | 

به نام عشق ، به کام غم.

به نام غم، به کام اشک.

به نام اشک، به کام دل.

به نام زخمهای نشسته بر دل.به کام خورنده ی خون دل.

به نام او که همواره در کنار ماست،به کام آنکه تنهاست.

به نام تنهایی،به کام آرامش شب.

به نام ستاره،به کام ماه.

به نام زمین،به کام آسمان .

به نام برف،به کام پاکی.

به نام خار به کام گل

به نام آفریننده ی دشواریها.به کام گره گشایی ها.

به نام نگاه یک پیرزن،به کام لبخند یک کودک.

به نام دوزخ،به کام بهشت.

به نام مرگ،به کام زندگی.

به نام خداوند مهر و خرد.به کام من.

به نام عشق به نام غم به نام اشک به نام تنهایی به نام ستاره به نام زمین و به نام برف به نام دشواری

  به نام نگاه یک پیرزن به نام دوزخ به نام مرگ،به نام همه ی نیکی ها و بدی های بن نیکی  که خدا

آفریده به پیشواز نوروز می رویم.

نوروز نیمه جان در پشت در خانه ی دل.هدیه ای دیرین برای همه ی ایرانیان.نوروز فرصتی نیک است

برای دگرگونی برای هماهنگی با طبیعت برای هم آوا شدن با جهان برای ترانه ی شادی خواندن برای

خانه تکانی  دل از پلیدی ها از رشک ها از دورویی ها از زنگارها.همراه شدن با آیین پدران و

 مادرانمان.به سوی دگرگون پذیری برویم که جهان روبه دگرگونی است.

خدای را سپاس می گویم که  آفریدگانش را دوست دارد.خود را دوست دارم چرا که در آیینه ی جانم خدا

 را می بینم و خدا را درود می فرستم که مرا ایرانی آفرید تا نوروز را دریابم.خدا را برای همه ی نیکی

 ها و بدی هایی که در جهان آورده  دوست دارم.چرا که همه کنار هم یکپارچگی جهان را پدید می آورند.

....................................................................................................................................

برنامه دیگری  برای به این نوشته داشتم که این نوشته ها به اندیشه ام آمد.در حال گرد آوری نوشته

 زبان باستان آذرآبادگان هستم که پاسخی است برای همه ی جدایی خواهان بی میهن.پیش از آغاز

بخش دوم نوشته های پارسیان آزاد منش و پیش از نوروز آماده می شه.

در نوشته ی بالا خشنود می شم اگر بینش به دشواری های زندگی رو با هم به گفتگو بگزاریم و

 اینکه برخی از پدیده هایی که از آن می گریزیم و نفرین می کنیم رو نیز خدا آفریده و اندیشه ای

 پشتش پنهان بوده.بیش از این نمی گم دوست دارم ببینم چه پیام هایی رو از نوشته ی بالا دریافت

می کنید.پیروز باشید.

آشنایی با مزدک(سارا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 19:52   کیوان  |