|
به نام شکوفه به کام بهار. زبان آسیبهای گوناگون دارد.همه ی ما می توانیم در مبارزه با آسیب های زبانی کاری انجام دهیم.ما باید به گفتار خود نیزهمچون چهره و جامگان خود و یا شیوه ی رفتار خود، نگرش کنیم.درباره ی چرایی روند پارسی سازی در نوشته های پیشین سخن گفتم.بخشی از این آسیبها شناور هستند.زود می آیند و زود می روند در اندازه ی که ارزش پرداختن را ندارند.مانند دگرگونی که سریالهای تلویزیونی شاد در گفتار روزانه ی مردم پدید می آورند که هرگز ماندگار نیست و آسیب زبانی شمرده نمی شود. در این نوشته به یک آسیب گفتاری می پردازم .آسیب کوچکی که اندیشه و روشنگری می تواند نابودش کند.این آسیب امروز در گفتار روزانه ی جوانان به راه افتاده بر پایه ی زبان sms که زبان کوته نوشت است.چه شگفت که این کوتاه نویسی به زودی در گفتار جوانان هم درونشد کرد.این گونه آسیب بیش از آنکه به زبان آسیب بزند به گفتار روزانه ی مردم آسیب می رساند و واژگانی بی چم بی معنی در میان گفتار روزانه ی مردم می آید.با اندکی نگرش و اندیشه می توان این آسیب را شناخت. آسیب زبانی کوته نوشت گونه ای از نادرست گویی و نا درست نویسی را پدید آورده و ساختن واژگانی که معنی درستی ندارند: برای نمونه در واژ ه ی بزنگ که به چم زنگ بزن به کار برده می شود، بنگریم. نخستین کسی که این واژه را به کار برده بی گمان دمی بر روی کاربردش اندیشه نکرده و آگاهی نداشت که پایه گذار گزافه گویی در زبان شده است. بزنگ از کارواژه ی(فعل) زنگیدن گرفته شده . زنگیدن= زنگی شو. از زنگی شدن دو برداشت می توان داشت.یکی سراپای وجودت را زنگ بزن.(زنگ آهن) و دیگری اینکه زنگی شو. زنگیان مردمانی سیه چرده بودند در جنوب عربستان که در جنگهای ایران و روم مانند برده برای سپاه رومیان می جنگیدند.در ادبیات با کاربرد دو واژه ی رومی و زنگی که کنار هم می نشیند آشنا هستیم. رومی نماد توانگری و ثروتمند ی و زنگی نماد تنگ دستی است.(نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم ....م.امید) با اینکه مردمان تتگ دست زنگی را گرامی می دارم و هوده ام از شکافتن این واژه پایین آوردن یا پست کردن مردم یا نژادشان نیست،بی گمان می دانم هر کس اگر از معنی بزنگ آگاه باشد آنرا به کار نمی برد. از این دست واژگان نمونه های دیگری نیز هست. بحرف=حرفی شو و دیگر نمونه ها. نوروز بهترین زمان برای دور ریختن چیزهایی است که نیازی به آن نداریم.اگر کسی به ما گفت بزنگ با دادن آگاهی می تواتیم به آسانی راه این آسیب زبانی کوچک را ببندیم.به همان آسانی که پدید آمده می تواند از گفتارها کنار گذاشته شود. .................................................................................................................................... در ادامه ی گفتگویی که در نوشته ی پیش انجام شد،خواهش می کنم سخن ها و انتقادها را به سوی پیشنهاد ها وراه کار ها ببریم.در اینکه از دیدگاه فرهنگی مردم امروز ما جایگاه خوبی ندارند شکی نیست.اما چاره چیست؟راه کار چیست؟ آیا با دشنام دادن به امروزیان تاریک دیدن فرداییان و نیک پنداشتن دیروزیان سودی به ما خواهدرسید؟ باید در پی راهکار بود.راهکاری پایه ای و چاره سازی که از پایه و بن شعار فرهنگ سازی را شدنی کند.خواهش من اینه که گفتگویی که در نوشته ی پیش انجام دادیم با پیشنهاد به سوی راهکار و چاره ببریم تا برای همه سودمند باشه. پیشنهاد هایی مانند گسترش فرهنگ کتابخوانی داده شده،اگر هم کسی گمان می کنه نمی توان کاری برای این فرهنگ کرد و همه چیز را باید به بالاترها و قانون گذارها سپرد و از ما کاری ساخته نیست،درباره ی دیدگاهش بیشتر روشنگری کنه. به هر روی راهکارها باید در بازه ی توانی همه ما باشه. پیروز باشید.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 15:44  کیوان
|
|
|