تبليغاتX
شکسته ساز

آیا زبان فارسی در  700 سال نخست تاختن  تازیان بیشتر آسیب دید یا در 700 سال دوم؟

در این نوشته به پاسخ این پرسش می پردازیم.

در نوشته های گذشته و این نوشته به چگونگی آسیب پذیری زبان از دیدگاه تاریخی و زبان شناسی

پرداخته شده است.آنچه  در خور نگرش است دریافت و باورکردن ارزشهای زبان کنونی و انجام کاری

 برای درمان بیماریها وپیشگیری آسیبهای زبانی است.جدا از ارزشهای تاریخی زبان فارسی، زبان

  یکی از ابزارهای مهمی است که روزانه  باآن سرو کار داریم.همانگونه که به سیما و جامگان خود

می پردازیم و آنها را از نشانه های شخصیتی می پنداریم،پرداختن به این ابزار روزانه که بیشترین

 نشانهای درونی و شخصیتی ما راهویدا می کند،پرداختن به خود و شخصیت خود است.

نخستین ابزاری که بازتاب دهنده ی اندیشه های ماست زبان است و همه ی این نوشته ها و

کوششها در راستای آسان سازی زبان است.زبان زمانی کاربرد آسان و درست دارد که به دور از

 آسیب و بیماری باشد.اکنون به پاسخ پرسش بالا می پردازم:

 پارسی امروزی، یا «پارسی نوین» به زبانی گفته می شود که از سه - چهار سده ی پس از تاختن

 تازیان به ایران، تا کنون، زبان رسمی و دیوانی و ادبی و دانشی ما ایرانیان است.

تا سال 346 (قرن چهارم هجری قمری) هنوز زبان پارسی در برابر فشار واژه های تازی پایداری

 می کرد. در این سال «ابو منصور محمد پسر عبدالرزاق» فرماندار توس، به کلیددار خود «سعد فرزند

منصور عمری» دستور داد دانشورانی که  بزبان  و تاریخ ایران آگاهی دارند، گرد بیایند و برای او

شاهنامه بنویسند.

 در انجام فرمان او، دانشمندانی چون: «یزدان داد پسر شاپور» «خورشید پسر بهرام» «تاج فرزند

 خراسانی» «شادان پسر برزین» از شهر های هرات و سیستان و نیشابور و توس گرد آمدند، و

داستانهای ایرانی را از کتابخانه های برجای مانده ی پهلوی ساسانی بویژه «خداینامه» گرد آورده، و

 مخلوطی را پدید آوردند، بنام «شاهنامه ی ابومنصوری» بدبختانه این شاهنامه از میان رفته است، و

 تنها دیباچه ی آن بر جای مانده، که در اینجا بخشی از آن را نمونه می آورم، تا روشن شود که در سده ی

 چهارم نیز زبان ما، ساده و دست نخورده مانده بود.

  .....و این را شاهان، کارنامه از بهر دو چیز خواندند.  یکی از بهر کار کرد، و رفتار و آیین شاهان، تا بدانند،

و  در کار خدایی با هر کس بتوانند ساختن. و دو دیگر آنکه اندرو داستانهاست که هم به کوش (کوشش) و هم

به  گوش خوش آید. که اندرو چیزهای نیکو با دانش هست، همچو پاداش نیکی، و پاد اَفرَه بدی ......

 به زمان سلجوقیان می رسیم. در این دوران، زبان پارسی دری،در کارهای دیوانی و فرمانروایی دوباره

 جای زبان تازی را گرفت ، تا بدانجا  که در جهان اسلام، پس از زبان تازی دومین زبان گسترده شد، و

از هند تا آسیای کوچک (ترکیه امروزی) را در بر گرفت،

 پادشاهان بزرگ عثمانی مانند «سلطان محمد فاتح» و «سلطان سلیم» بزبان پارسی چامه سرودند، و

 دیوان شعرهای سلطان سلیم دارای ارزش فراوان ادبی است. از سوی دیگر در خاک ایران، خواجوها،

خیام ها،  سعدی ها،و حافظ ها یکی پس از دیگری در دامان زبان پارسی پرورده شدند، که هر یک آفتابی

 درخشان در آسمان ادب ایران بشمار می آیند.

 به دوران صفویان و افشاریان می رسیم. در این دوران، زبان پارسی دوباره زیر تیرباران واژه های تازی

 و تازی  پردازی ها وسجع و قافیه های نابجا و همچنین واژه های ترکی رفت. بسیاری از پژوهندگان ایرانی

 به انگیزه های گوناگون، در گفتارها ونوشتارهای خود، از واژه های بیگانه سود بردند، و یا کتابهای خود

 را بزبان تازی نوشتند. و مردم نیز  برای دانشمندنمایی واینکه بگویند: ما، نوشته های بزرگان را

خوانده ایم، آن واژه ها را بی آنکه به ژرفای معناهای راستین آنها  پی ییرند، در گفته ها و نوشته های خود

 آوردند، و زبان پارسی، سیلی های فراوانی خورد گفتم در دوران افشاریان، زبان پارسی راه سراشیب

می گذرانید.

  نمونه ی دیگر، «دُرّه نادری» (نوشته ی میرزا مهدی خان استرابادی دبیر ویژه ی نادر) در سخت

 نویسی و سجع و قافیه سازی، و حتا نادرست نویسی است. او در «فتح نامه دهلی» می نویسد:

 .....بعدالعنوان. بعدالمقدمه. شکست اشرف افغان، عالیجاه ..... علیمردان خان شامل، ایشک آغاسی

 دیوان اعلا را با یلچی گری  هندوستان مأمور، و اعلام شد.

گفتنی است دره ی نادری را از در دسته بندی ادبی،نثر مصنوع و متکلف می شمارند و دشوارترین و

پیچیده ترین این نثر،همین دره ی نادری است.

در زنجیره ی قاجاریان  ، بجز پیچیده و دشوار نویسان گذشته   در کتابچه های زناشویی. در فرمان

 دادگاهها،در برگهای خرید خانه و زمین، در پیمان نامه ها، در فرمان های دولتی، در نوشته های

داوران، بجز اندکی واژه های پارسی چیزی نمی بینید و همه ی آنها تازی است. از حکم یک دادگاه:

   .....اَحَد از متهمان در محضر قضات عالیه به دفاع از اتهامات وارده در ادعانامه ی مدعی العموم

 مشغول شد

در زمان قاجاریان بانگیزه ی مغول نژاد بودن این زنجیره واژه های ترکی مغولی مانند:

اتابک. قیچی. چماق. چاتمه. توفان. خاقان. قاچ. جیران. چریک. قاراشمیش. چپق. قاشق. قره

 قروت. قرق. قراول. قشون. چپو. ایل. تیول. سیورسات. ایلغار. گَلَن گَدَن. قنداق.  ..و ....و....

 بزبان ما ریختند.

 بویژه آنکه واژه های فرانسه. سپس روسی و پس آنگاه انگلیسی هم راه خود را بدرون زبان ما

 گشودند. برای نمونه واژه های روسی: سماور. استکان. درشکه. ترمز. چمدان.  ...و...

و و واژه های فرانسه مانند مرسی. سینمه. تلویزیون. شاپو. لژ. رُز ...و...و یکی پس از دیگری

 بزبان ما آمدند.

 در سالهای پایانی زنجیره ی قاجاریان ناگهان زبان ما، دوباره جنبید و آرام آرام ساده نویسی روا

 شد و نویسندگانی چون «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» پدید آمدند. اما نابسامانی و در هم

 ریختگی نه چندان بود که با کوشش یکی دو تن بسامان برسد.

در آغاز پادشاهی رضا شاه، دانشمندانی چون علی اکبر دهخدا. احمد کسروی. ذبیح بهروز جمال زاده.

 پور داوود، و سپس دکتر گل گلاب و دکتر فره وشی، دکتر مقدم  و دکتر کیا، یکی پس از دیگری پیدا

 شدند، و بدستور رضا شاه  «فرهنگستان زبان ایران» نیز بنیاد گذارده شد. ..

کدامیک از قالبها شعری کنونی گرفته شده از زبان فارسی باستان است؟

در نوشته  های آینده به پاسخ این پرسش خواهیم رسید.

 بالاترین نشان فرهنگی فرانسه بر سینه ی شهرام ناظری

نادرشاه افشار(آریا راد)

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 12:26   کیوان  |