|
در سالی که در شکسته ساز،سال یاد مادربزرگ نامیده شد با بخشی از کتاب کهنه های همیشه نو نوشته ی مرتضی احمدی همراه می شویم: آهنگساز و سراینده ی شعر ترانه ی مبارک باد ناشناخته است.حتی استادان بزرگی چون کلنل وزیری،روح الله خان خالقی و بدیع زاده با تمام تحقیقاتشان در این زمینه به نتیجه ای نرسیدند..این ترانه از چنان شهرتی در بین خانواده های ایرانی در نقاط مختلف کشور برخوردار است که در جشن های عقد و عروسی اکثر قریب به اتفاق طبقات مرفه،نیمه مرفه و فقیر خواهان اجرای این ترانه ی سنتی و به یادماندنی بودند و هستند.در شب عروسی طبق رسم دیرین ترانه ی مبارک باد هنگام ورود عروس و داماد به محل جشن نواخته و خوانده می شود: امشب چه شبی است شب مراد است امشب این خانه همش شمع و چراغ است امشب ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا گل دراومد از حموم سنبل دراومد از حموم آقا داماد بگو عروس دراومد از حموم ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا کوچه تنگه بله عروس قشنگه بله دست به زلفاش نزنین مرواری بنده بله ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا آن یار من است که می رود سر بالا حرفش نزنین که می خورد سرما را چادر بزنین سایه کنید صحرا را آفتاب نزنه شاخه گل رعنا را ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا امشب چه شبی است شب وصال است امشب هنگام وصال خوش خرام است امشب ای شمع تو مسوز که شب دراز است امشب ای صبح تو َمدم که وقت راز است امشب ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا عروسیه اعیونه ایشاللا مبارکش باد عیش بزرگونه ایشاللا مبارکش باد گل به گل افتاده ایشللا مبارکش باد گل به گلستانه ایشاللا مبارکش باد ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا عروس به تخت نشسته ایشاللا مبارکش باد دوماد پهلوش نشسته ایشاللا مبارکش باد عروس چقدر قشنگه ایشاللا مبارکش باد دوماد چه شوخ و شنگه ایشاللا مبارکش باد ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا لعبت مستانه ایشاللا مبارکش باد سرو خرامانه ایشاللا مبارکش باد مبارک و مبارک ایشاللا مبارکش باد مبارک و مبارک ایشاللا مبارکش باد ای یار مبارک بادا ایشاللا مبارک بادا کهنه های همیشه نو مرتضی احمدی یکی از نمادهای آشکار فرهنگ وتاریخ هر کشور، ادبیات شفاهی آن کشوراست.تاریخ شفاهی تاریخی است بی دروغ، بی دست برد، برخاسته از دل و دل نشین.پژوهشگران گاهی رازهای بی پاسخ تاریخ را از دل تاریخ شفاهی بیرون کشیده اند.مرتضی احمدی هنرمند پیشکسوت رادیو و تلویزیون و دوبلاژ،در یک کار ارزنده ترانه های شفاهی کهن که به راستی همیشه نو هستند را گرد هم آورده.شما در این ترانه ها رنگ و ریتم درست موسیقی ایرانی را حس می کنید. هنر و عرفان ناب را می توان در دل مردم یافت.ارزش ادبیات مردمی بسی بیشتر از ادبیاتی است که در پشت دربهای بسته ، در نشستها و همایش های به دور از مردم ارائه می گردد.اگر هزاران برگ نوشته شود و یک واژه در یاد مردم نماند چه سود؟هنر ِادبیات، ماندگاری واژه ها،بیت ها،جمله ها و ترانه ها در یاد مردم است.یکی از دلیلهای دور شدن مردم از ادبیات و کمرنگ شدن آن در زندگی روزانه،بی توجهی به ادبیات شفاهی و مردمی است.ترانه های مردمی این روزها بیمار شده و به گونه ای ویروس صدا به نام رپ دچار شده است.آنچه که از هرگونه هنر و موسیقی به دور است و هرگز نمایانگر ادبیات مردمی ما نیست.اگر ارزش ادبیات مردمی درک شود هرگز ترانه های ما به این بیماری ها دچار نخواهد شد. مرتضی احمدی راوی برخی از فیلمهای علی حاتمی(بابا شمل و ...)،به نیکی ارزش این ادبیات را دریافته و با گرد آوری این ترانه ها از نابودی و فراموشی آنها پیشگیری کرد.ما همیشه در نگهداری بناهای باستانی حساسیت به خرج می دهیماما کمتر به نگهداری اندیشه ها و باورهای کهن می پردازیم.ویرانه های باستانی به خودی خود بی جان و بی ارزش هستند.اندیشه ها و باورهای کهن روح و جان آنهاست .جسم بی جان را نگه داشتن چه سود؟خواندن و شنیدن این ترانه ها نیکی و شور و شیرینی در دلها می انگیزد که این حس برخاسته از ادبیات شفاهی ماست. نگهداری از این بخش فرهنگ ما بسی حساس تر از نگهداشت بناهای تاریخی است.مانند پرداخت به روح که از پرداخت به جسم دشوار تر است. پس نخست باید این روح را دریافت و باور کرد و سپس برای نگهداشت و تندرستی آن کوشید. از دیدگاه شما چگونه می توان ادبیات شفاهی و مردمی را باور کرد؟نقش این ادبیات در باروری فرهنگ ما تا چه اندازه است؟ درود بر شما. دیر زمانی از شما دور بودم. این دیر دور نیز گذشت.سه سال پیش برای آموختن اومدم اینجا.چیزهای مفید و سودمندی هم آموختم.امروز بازگشتم تا نا گفته های پایانی را به پایان رسانم.از اونجایی که اهل نوشته های غمبار خداحافظی نیستم از امروز تا نوروز بخشهای پایانی نوشته های شکسته ساز را خواهید خواند.این رفتن همیشگی نیست به جایی می روم که پژواک صدایش پاسخ ساز باشد.شاید جایی دیگری رسانه ای دیگر.بخش پایانی نوشته های شکسته ساز بیشتر درباره ی مهر ونگاهی به زندگی منصور حلاج،زمین خواهد بود. با شما هستم تا نوروز پیروز باشید. کیوان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:4  کیوان
|
|
|