تبليغاتX
شکسته ساز

 پیش نوشت:  

پرویزمشکاتیان آهنگساز و نوازنده ی شناخته شده ی سنتور با ایست قلبی درگذشت.قلب موسیقی ایران نیز با رفتنش

 به درد آمد.تسلیت می گم در گذشت این استاد برزگ رو به خانواده اش و جامعه ی هنری.به زودی نوشته ای در این

 باره خواهم داشت.۳۰/۶/۸۸

........................................................................................................................................                                                                                                                         

این چند وقته خبرای بد زیاد شنیدیم.خبرهایی که دوست نداشتیم   باورش کنیم.خبرهایی  که منتظر شدیم تا

 تکذیب شه.اما نشد.یکی از این خبرهای بد فرهنگی رو به گزارش  روزنامه ی همشهری  (محله_منطقه

یک تهران)  می خونیم:

موزه ی دکتر حسابی به حراج گذاشته شد

خانه ی قدیمی دکتر حسابی ،محلی که سالهای سال مکان آمدو شد بزرگان علمی کشور بود،اکنون به سبب

 بدهی مالی به بانک به حراج گذاشته شده است و بیم آن   می رود که در صورت  دست رو دست گذاشتن

مسئولان و عدم همکاری   بازماندگان،میراث معنوی  این مرد بزرگ از کف برود. مهندس  ایرج حسابی

 فرزند دکتر حسابی در این باره می گوید:

پروفسور  حسابی  که آموزش و تربیت چندین نسل  دانشجو و  استاد را  در کارنامه ی  فعالیتهایش  دارد

 و  به فرهنگ  و ادب و  اعتقادات سنتی  و مذهبی این  سرزمین  عشق می ورزید ،تنها داشته زندگی اش 

 را  که  منزلش بود،29  سال  پیش  در گرو بانک  قرار داد  و در  حالی که در فعالیتهای علمی فرهنگی

و  تحقیقاتی اش  متضرر شده بود،مبلغ  48   میلیون تومان وام دریافت کرد.در حال حاضر این  خانه به

 عنوان موزه ی دکتر حسابی شناخته می شود و  نمادی هفتاد ساله به شمار می آید باید بدهی  آن  روزگار

 را که اکنون مبلغ 2 میلیارد و پانصد ملیون تومان شده،جبران کند و  از همین رو به حراج   گذاشته شده

 است.

نکته های  تلخی از این خبر دریافت می شود.نخستین پرسش آنکه چرا دانشمندی چون دکتر حسابی  برای

پژوهشهای علمی  خود باید از بودجه ی شخصی استفاده کند؟

اگر  داشنمندی چون  حسابی  تامین بودجه  نشده وای   به حال پژوهشگران جوان و گمنام این مرز و بوم.  

چند سال  پیش برای دکتر حسابی در میدان تجریش تندیسی از سر ایشان درست کردند و

 سالهاست خیابانی به نام  ایشان نامگذاری شد.به  راستی اگر آن کارها نمادین نبود  چرا امروزهمه  کنار

 نشسته اند تا خانه ی دکتر حسابی که خود نماد دانش این مرز بوم است را حراج کنند؟

این روزها واژه ی نخبه را بیش ازپیش می شنویم.اما به راستی هیچ خبری که نشان دهنده ی توجه راستین

 به نخبگان باشد  را نمی شویم.شاید  نخبه واژه ی زیبایی باشد که بتوان با آن بازی کرد و گروه اندکی  را

فریفت.اما هرگز حقیقت بی توجهی به نخبگان حتی پس از مرگشان را نمی توان فریب داد

به گفته ی فرزند دکتر حسابی امسال 68 هزار نفر از موزه ی دکتر حسابی بازدید کرده اند.آنها که به این

 باغ موزه ی زیبا رفته اند بیش از شنودنگان این خبر تاسف می خورند چرا که آن باغ کوچک و خانه ی

زیبا در میان آن همه آسمان خراش و ساختمانهای زشت امروزی چون گهری گران بهاست.جدا از  ارزش

علمی فرهنگی شخص دکتر حسابی،خود خانه ارزش  تاریخی دارد.

ای کاش  پیش  از آنکه  دیر شود  دست  اندرکاران و مسئولان  ننگ  حراج  شدن موزه ی دکتر حسابی که

مانند حراج شدن فرهنگ و دانش این کشور می ماند از زمانه ی خود پاک کنند.

..................................................................................................................................

پی نوشت:
.....
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟.....
 
زبان آتش و آهن تصنیف جاودان هنرمند مردمی استاد شجریان
 
 
هم زمان آلبوم رندان مست نیز از استاد به بازار آمده که تا کنون از پر فروشترین کارهای موسیقی اصیل
ایرانی است
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 8:2   کیوان  |