تبليغاتX
شکسته ساز

شمارکسایی که  چشم زدن یا همون  نظر زدن  رو باور دارن  زیاد هستن. این نوشته برای توهین کردن و یا به چالش کشیدن باورهای بخش زیادی از مردم نیست.این نوشته تنها پرسشی است از کسانی که چشم زدن رو درست می دونن.انسانها باید در برابر باورهاشون پاسخگو باشن.

پرسش یکم: از کسانی که قرآن را باور دارند:به راستی در کجای قرآن اشاره ی مستقیم به چشم زدن شده؟جدا از برداشتها و تفسیر هایی که درباره ی آیات می شه و اون نظر شخصی هر کارشناسه آیا آیه ای وجود داره که اشاره ی مستقیم به چشم زدن داشته باشه؟

پرسش دوم:تاحالا فکر کردین که همچین باوری یه جور دخالت مسقیم در کار خدا و سرنوشت انسانهاست؟

اگر باور دارید که خدا آفریننده ی ماست و هدایتگر سرنوشت ماست چگونه می پذیرید نظر منفی ته دل یک آدم سرنوشت آدم ها رو عوض کنه؟سرنوشت انسانها مگر می تواند بازیچه ی فکر دیگران شود؟

پرسش سوم:چرا باید آدمها از این راه اشتباهات خودشون،کوتاهی خودشون و مسئولیت خودشون رو کنار بگزارن وهمه چیز رو بگن تقصیر دیگری بود؟زیاد شنیدیم که می گن: ما رو چشم زدن که اینجوری شد.فلانی چشم خورد کنکور قبول نشد،ورشکست شد حتی می گن چشم خورد تصادف کرد کشته شد!  آخه مگه مرگ و زندگی آدمها بازیچه ی فکر دیگرانه که به این آسونی از دست بره؟پس خدا در این میان چه نقشی داره؟

من با احترام به کسانی که چنین باوری دارن به این پرسشها پاسخ می دم :

یک_می گن تو قرآن اومده،اما انگار هیچ کس نمی دونه کجای قرآن.پژوهشها نشون می ده سنگی که به اون چشم نظر می گن چند هزار سال پیش از اسلام هم در ایران و دیگر کشورها دیده شده.پس این یک باور مذهبی نیست.هیچ کس به درستی نمی دونه چرا به همچین چیزی باور داره.اما کسایی که باور دارن روش تعصب دارن و مثل یکی از واجبات دین بهش نگاه می کنن.

خدا انسان را آفرید تا آدمیان با اندیشه هایشان و کوششهایشان زندگی خود و دنیای پیرامون را  بسازند.تندرستی  و سلامتی آدمها و دارایی و مالی که به دست میارن اگر از روی کوشش خودشون باشه نظر شور وتنگ هیچ آدم دیگه ای نمی تونه اونها رو بر باد بده.چشم زدن یعنی نظر بد انسانی دیگر می تواند سرنوشت انسان را تغییر دهد.اگر واقعا چنین باشد سرنوشت انسانها بسی بی ارزش و پوچ خواهد شد و خدا در این میان تماشاگر.همچین باوری هم خدارو به مسخره می گیره هم سرنوشت آدمها رو.

دو_این باور یک جور مسئولیت گریزی است برای کسانی که نمی خوان اشتباهات خودشون رو بپذیرن.همیشه دنبال کس دیگری هستند تا شکست های زندگی خودشون رو به اونها وصل کنن و این یکی از بزرگترین دردهای اجتماعی ایرانیان است که هیچ کس حاضر نیست مسئولیت اشتباه خویش با بپذیرد.

سه_برخی می کوشند با دوختن این باور به انرژی درمانی و متافیزیک برای این باور استدلالهای علمی بیاورند.این همه تلاش برای علمی جلوه دادن یک خرافه به راستی قابل درک نیست.جذب انرژی منفی از انسانها و فضای پیرامون هیچ ارتباطی با چنین پدیده ای نداره.چون جذب انرژی منفی چه خودآگاه چه  نا خودآگاه هرگز نمی تونه سرنوشت یک انسان رو دگرگون کنه.بالاترین نتیجه ی جذب انرژی منفی،خستگی احساس کسالت و مانند اینهاست هرگز نمی تونه یک اثر اساسی روی زندگی و سرنوشت انسانها بگذاره.مگر اینکه انسان خدای خودش رو کوچک و ناتوان ببینه .مگر اینکه آدم خدا رو دهدنده و بخشنده ندونه و واسطه های انسانی رو دخیل بدونه.

یه پرسش هم جدا از اینها فکرم رو درگیر کرده.چرا بیشتر خانومها به چشم زدن باور دارن؟

سخن پایانی:

برای یک انسان مثبت اندیش و نیک بین چشم بد دیگران چه خودآگاه و چه ناخودآگاه ،کوچکترین دگرگونی در اندیشه اش نداره.اما یک انسان منفی نگر و بد بین پذیرای همه گونه چشم بد و فضای بد فکری و اندیشه های بد است.پس ریشه ی این بدنظری و بدگمانی و بد اندیشی در خود انسان است نه دیگری.چشم زدن یک جور خرافاته که نتایج تلخی مانند بدگمانی و بد اندیشی و مسئولیت گریزی داره.چنین آدمهایی از تعریف و تحسین دیگران می هراسند و به هر سخنی بد بین هستن حتی از نزدیکان خودشون.پس چنین باوری بیش از همه به خود انسان آسیب می زنه و آرامش درونی فرد رو ازش می گیره.

و پاسخ شما در بخش دیدگاه ها:

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:15   کیوان  |