تاریخ را هرگز نباید از یک دریچه و از یک دیدگاه بررسی کرد .در زمانهای گوناگون افراد با

اندیشه های گوناگون تاریخ نویسی کرده اند . بدبختانه همیشه باورها و گرایشهای خود را نیز

 در تاریخ نویسی پیاده سازی کرده اند.هدف و هوده ی من از پرداختن به تاریخ به ویژه 2 قرن

اشغال ایران توسط تازیان، پایداری و مبارزه های پارسیان در برابر ستم و کوششهای آزادی

خواهانه ی آنهاست.تاریخ ما سرشار از این پایداری هاست.در شناخت پارسیان آزاد منش به

 سراغ نامها و گروهایی می روم که کمتر به آنها پرداخته شده.من سر ستیز با هیچ قومی ندارم

 و برای همه قومیتها و ملیتها احترام قائلم  همچنان که امروز در کشور ما ایرانیان عرب در کنار

 ایرانیان آذری کرد لر بلوچ و ... زندگی می کنند و عربها در سراسر جهان از جایگاه مناسبی

 برخودارند.و اکنون آشنایی با قیامهای مردمی در زمان یورش تازیان:

(پژوهش علی میر فرطوس )

قیام مقّنع

در قرن سوم  هجری برده داری نیز در کنار اشکال مختلف بهره کشی ها وجود داشت.البته

این شیوه ی بهره کشی شیوه ی مسلط و همان بهره کشی فئودالی بود.تجارت برده در این دوره

 رواج داشت  به طوری که از بین کارکنان دولت ماموری بنام "قیم الرقیق" بر اعمال برده

 فروشان نظارت می کرد.ابن فضلان در کتاب خود از خرید و فروش برده ها در اراضی و

املاک سخن می گوید و ابو الحسن صابی نیز از وجود 20 هزاد غلام سرایی 10 هزار خادم و

 4 هزار زن برده در زمان المکتفی(خلیفه ی عباسی)یاد می کند.هندو شاه نیز تاکید می کند:

در مجلسی که هزار خواجه حاضر بود ند،هر یک از خواجگان هزار غلام زنگی داشت.در بغداد

 بازار مخصوصی برای خرید و فروش بردگان وجود داشت و در بعضی از ولایات،بازار برده

 فروشان راکه معرض"(نمایشگاه)میگفتند.از بردگان در امر زراعت و جنگ و ساختمان مساجد و

 کاخها و حفر شبکه های آبیاری استفاده می شد.این بردگان وابسته به همان زمید بودند بطوری

 که اگر آن زمین به مالک دیگری  میرسید آن برده نیز با همان مالک جدید داخل می شد.

بر این پایه ایرانیان که  با برده داری آشنایی نداشتند چرا که در سرزمین خود روابط میان

انسانها چنین نبود،از راه قیام ها و شورشهای مردمی با این فرهنگ بیگانه به مبارزه

پرداختند.قیام مقنع یکی از مهمترین این قیامهاست

مورخین اسلامی از مقتع به زشتی نام برده اند.آنچه مسلم است اینست که مقتع انسانی انقلابی

و متفکری وطن پرست بوده که برای رهایی میهن و ملت خود از اسارت خلفای عرب،بر علیه

دین و دولت اسلامی به مبارزه پرداختند.قیام مقنع از بزرگترین قیامهای روستایی در قرن دوم

هجری بود که از نظر اقتصادی و اجتماعی تحت تاثیر اندیشه های مزدک قرار داشت و به قول

 ابوریحان بیرونی :مقنع ادعای خدایی می کرد و بر اتباعش حکم کرد که از احکام مزدک بر

آنها فرض و واجب است.

صاحب تاریخ بخارا می نویسد:پیشه ی وی گازر گری(رختشویی)بود و پس از آن یه علم آموختن

پرداخت و از هر دانش بهره برد.مقنع دعوی نبوت کرد و مدتی بر این بود.خلیفه او را کس

 فرستاد واز مرو به بغداد برد و زندان کرد.سالها از بعد آن چون  خلاصی یافت به مرو باز آمد و

 مردمان را گرد کرد و گفت:غلط گفته اید من خدای شمایم و خدای همه عالم.نامه ها نوشت به هر

 ولایتی و به داعیان خویش داد و بسیار خلق را از راه بیرون برد(از اسلام برگردانید به آیین

 خویش) و اهالی دهات پیرو مقنع گردیدند.و نفیر به بغداد رسید و خلیفه مهدی(خلیفه ی عباسی

 ) بود اندر آن روزگار،تنگد ل شد و بسیار لشکرها فرستاد  وبه حرب وی،و به آخر خود آمد به

 نیشابور و بدفع آن فتنه.مورخین با اشاره به بی توجهی  مقنع به عقاید مذهبی و مبارزه ی آن ها

 با دین فئودالی:پاکی و امانت و راستگویی آنها را شدیداتاکید می کند.

ابن طقطقی می نویسد:مهدی لشکری به سوی او فرستاد،به قلعه ای در نزدیکی های مقر خود،

پناهنده شد و سپاه مهدی همچنان اور را محاصره کرده بودند،تا آنکه مقنع و یارانش به ستوه

آمدند...مقنع نیز آتشی افروخته و آنچه چارپا و متاع و لباس در قلعه بود سوزانید و سپس زنان

و یاران خویش را گرد آورد از ایشان خواست خود را در آتش اندازند و برای اینکه جثه ی او

و خانواده اش به دست دشمن نیافتد،همگی خویشتن را در آتش افکندند.......

مورخین تعداد لشگریان خلیفه را  570000 نوشته اند.قیام مقنع مدت 14 سال دوام یافت...

پیکر این آزاد مرد در آتش سوخت اما نام و راهش آتشی شد بر جان استبداد و قیام

او در سست کردن پایه های حکومت عباسی  تاثیر گذار شد.نام و یادش گرامی باد.

درگذشت شیرجوان مازندرانی یکی دیگر از پارسیان آزاد منش:

نامه ی پدر و مادر اکبر محمدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 23:5   کیوان  |