زبان پارسی2(روند پارسی سازی)
پیش از اینکه درباره ی روند پارسی سازی سخن بگم برمی گردم به زمانه های گوناگون
زبان پارسی تا با روشنگری بیشتر روند رو آغاز کنیم.
همانگونه که گفته شد زبان پارسی سه زمانه دارد. پارسی باستان.پارسی میانه و پارسی
نو که هر کدام از این زمانه ها دارای بخشهای گوناگون می باشد.زبان پارسی باستان
از دید زمانی به هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی گردد.زبان اوستایی و زبانی که
شاهان هخامنشی بدان سخن می گفتند همگی در زمانه ی پارسی باستان می گنجد.
پارسی میانه با پایان پادشاهی هخامنشی همراه با دگرگونی هایی زبانی آن زمان،اندک
اندک پدید آمد و چون این زبان زبانی بود که در دربار بدان سخن می گفتند به آن زبان
دری نیز می گویند.پایان پارسی میانه همزمان با یورش تازیان به ایران است.بر
این پایه از یورش تازیان تا به امروز پارسی نو نامیده می شود که پارسی نو خود
دربر گیرنده ی بخشهای زمانی گوناگون است.
روند پارسی سازی روندی است که با آگاهی از ارزشهای فرهنگی زبان و با آشنایی
از چگونگی شناسایی واژه های بیگانه آغاز می شود.با آگاهی ازپایداری پیشینیان
ما دربرابر بیگانه گان و کوششهای آنها برای نگهداشت ارزشهای ایرانی،با این روند
همراه می شویم.
من تا اندازه ای که آگاهی دارم به شناساندن این روند و چگونگی به کار بردن اون
می پردازم.روند پارسی سازی و بیگانه زدایی از زبان را باید از نوشته های خود
و از زبان نوشتاری آغاز کنیم.با پارسی ساختن نوشته ها خود به خود گفتارهای
ما نیز با گذشت زمان بیگانه زدایی می شود.
شیوه ی شناسایی واژگان بیگانه:
*واژه هایی که دارای وزن باشند و بتوان آنها را در زبان تازی صرف نمود برای نمونه:
احمد(افعل)متفاوت(متفاعل)استفاده(استفاله)شهاب(فَعال)رئیس(فعیل)ماهر
(فاعل)و..... هر واژه ی دیگری که بتوان برای آنها وزن فعل با صرف تازی به کار
برد.فراموش نشود همه ی واژه های دارای وزن، نا پارسی نیستند چرا که واژه های
پارسی نیز شاید دارای وزن باشد یا واژه گانی که از پارسی به دیگر زبانها
رفته.آشنایی با وزنها نیاز به آشنایی به زبان تازی و وزنهای آن دارد که در نوشته
های آینده خواهم گفت.
*واژگانی که در آنها حرفهای:ع ص ض ق ط ظ ث به کار رفته باشد.واژه هایی
که دارای حرف غ هستند بیشتر پارسی هستند چرا که ق از زبان تازی به زبان
ما آمده.برای نمونه واژه ی چراغ یا غنچه که بی گمان پارسی هستند.(داشتن پ ژ چ
گ آشکار ترین نشانه ی پارسی بودن است).گاهی به نادرست نامهای پارسی
با حرفهای بالا نوشته می شود.مانند:کیومرث(کیومرس)طهمورث(تهمورس)
و دیگر نمونه ها.
*بیشتر قیدهایی که در زبان به کار می بریم تیز تازی هستند و در بیشتر
نوشته ها می توان واژه ی پارسی جایگزین نمود یا آنرا به کار نبرد.برای نمونه:
اسا ساً امور قضایی ما مشکلات خاص خود را دارد.
بی گمان کارهای دادگستری ما دشواریهای ویژه ی خود را دارد.
*نام دستگاههایی از دیگر کشورها به زبان ما می آید.گروهی بر این باورند
که نباید برای آنها جایگزین سازی کرد.گرچه نمی توان دربهای زبان
را بر روی هر گونه آسیب و گزند بست و زبان پاک داشتن این نیست که هیج
واژه ی بیگانه ای در آن به کار نرود ،از آنجایی که ایران در زمان خود یک
فرمانروایی بزرگ بوده زبان پارسی نیز توانایی جایگزین سازی دارد.
فرهنگستان با پیشنهاد دادن واژه گان مناسب می تواند جایگزین سازی کند.برای
نمونه واژه ی یخچال به جای رفریگریتور.گمان نمی کنم هیج پارسی زبانی
رفریگریتور را به جای یخجال بپسندد.
نا گفته نماند فرهنگستان ما در سالهای گذشته جایگزینهای به جایی پیشنهاد نداده
لوح فشرده به جای سی دی جایگزینی است نادرست چرا که لوح نیز واژه ای
بیگانه است و بیگانه ی چند ده ساله با بیگانه ی هزار ساله یکی است.بیگانه ی
هزار ساله چون زمانش بلند بوده در سنگ نوشت فرهنگی ما نوشته شده است.
پاک سازی زبانی سر ستیز داشتن با دیگر زبانها نیست.روند پارسی سازی
مبارزه با دیگر فرهنگها و زبان ها نیست.پاسداشت یک یادگار فرهنگی است
که پیشینیان ما برای نگه داشت آن کوشیده اند.
یکباره نمی توان همه ی نوشته ها را پاک کرد.نوشته ی پاک نوشته ای است که
در آن کمترین واژه ی بیگانه به کار رفته باشد وگرنه به کار بردن یک یا چند
واژه ی نا پارسی آسیب زبانی به شمار نمی آید.در نوشته هایی پسین درباره
نوشته ی پاک بیشتر سخن می گویم.
برخی از واژگان که در زبان پارسی کهن به کار می رفته در زبان امروز به شیوه
ای دیگر به کار می رود.برای نمونه واژه ی بیهوده که از افزوده شدن بی و
هوده ساخته شده.هوده برابر هدف است و جای شگفتگی است که امروز بیهوده به
کار برده می شود و همه می دانند بیهوده به معنی بی هدف است. خود واژه ی
هوده که جایگزین پارسی هدف است به کار برده نمی شود.
درنوشته های آینده به بررسی بیشتر جایگزین سازی،بیگانه زدایی و سنجیدن
جمله های پاک با نا پاک می پردازم.فراموش نکنیم بسیاری از این جایگزین ها را
می شناسیم،تنها نمی دانیم که چگونه باید جایگزین سازی به جا نمود.
من از نخستین نوشته ی شکسته ساز این روند رو آگاهانه در نوشته هام به کار
بردم .کار دشواری نیست.دیدگاه شما دوستان درباره ی این روند و شیوه ی پیاده