موسیقی پاپ ایرانی و درگذشت بابک بیات
این هفته در رویدادها شنیدیم که بابک بیات آهنگ ساز بزرگ موسیقی پاپ در گذشت.برنامه ی دیگری
برای این نوشته داشتم و می خواستم نوشته ی پارسیان آزادمنش رو ادامه بدم.اما درگذشت بابک بیات
من رو بر آن داشت که در این نوشته به بررسی موسیقی پاپ ایرانی بپردازم.
موسیقی پاپ ایران از زمانی که نخستین بار آوای گیتار با یک آواز ایرانی از رادیو ایران پخش شد
تا به امروز دستخوش دگرگونی ها و فراز و نشیب های بسیاری شده است.همانگونه که می دانیم
نخستین بار ویگن با ترانه ی ماندگار مهتاب گوش مردم را با ساز گیتار آشنا کرد که پیش از آن آوای
آنرادر ترانه های خارجی می شندیدند و به درستی نمی شناختند.می گویند زمانی که شادروان ویگن
به استدیو رادیو برای پخش ترانه ی مهتاب آمد همه در شگفت بودند سازی که با خود آورده چگونه
سازی است.نا گفته نماند ویگن را سلطان جاز ایران می نامند چرا که این سبک را به موسیقی ایرانی
آورد اما در حقیقت راه را برای شناخته شدن موسیقی پاپ یا مردمی باز کرد.
اگر موسیقی پاپ را به دو زمانه ی پیش از انقلاب و پس از انقلاب دسته بندی کنیم می بینیم با گذشت
زمان دچار دگرگونی های بسیاری شده است.پیش از انقلاب موسیقی پاپ به گونه ی دیگری بود.دربهای
کشور به روی آهنگ سازان و موسیقی دانان بزرگ جهان باز بود.ساز های روز و دانش روز
موسیقی آهنگسازان و موسیقی دانان بزرگی در کشور ما پرورش داد که بابک بیات یکی از آنها بود.
شاید این پرسش برای شما پیش آمده باشد که چرا کارهای دهه ی 50 برای نسلها ی آینده هم ماندگار
شد روشنترین شوند (دلیل)آن همراه بودن با دانش جهانی موسیقی پاپ است.در آن زمان آنگونه نبود
که هر کس با خرید یک سی دی نرم افزاری با یک کی بورد(ارگ) در خانه ی خود خواننده شود.
گروهی از آهنگ سازان خواننده گان ترانه سرایان برجسته کشور بر همه ی کارها ی موسیقی
نگرش داشتند.موسیقی پاپ درون کشور بازار داشت و نوارها و صفحه های موسیقی درون کشور
فروخته می شد.بستر برای پرورش آهنگ سازانی چون بابک بیات فراهم بود واز کار خوب
موسیقی پشتیبانی مالی و فرهنگی می شد.
پس از انقلاب هم راستا با یورش اندیشه های تندرو به بهانه ی رویا رو بودن موسیقی با دین به
هنرمندان تاخته شد.نامهای برجسته ی موسیقی به دادگاه انقلاب فراخوان شدند و بیم بازداشت راه
گریز از کشور را پیش پایشان نهاد.کسانی که ماندند در خاموشی و فراموشی پس از مرگشان بر سر
زبان ها آمدند.فرهاد و فریدون فروغی از آشکار ترین نمونه های فراموش شده هستند که با بی مهری
پس از مرگشان بر سر زبان ها افتادند .آنها که رفتند دیگر بازنگشتند و در لس آنجلس پایه ی
نوینی از موسیقی پاپ ایرانی پدید آوردند.چند سال بیشتر از انقلاب و سرکوب موسیقی پاپ نمی گذشت
که جنگ آغاز شد دربهای درون کشور به روی موسیقی پاپ بسته شد تا دوم خرداد که پس از 19
سال موسیقی پاپ در ایران دوباره آغاز به کار کرد. هنرمندانی که به بیرون کشور گریخته بودند و در
آنجا برای زنده نگه داشتن این موسیقی کوشیدند.هر چند به شوند پرورش نیافتن آهنگسازان خوب و
دور بودن از میهن کار موسیقی آنان مانند دهه ی 50 نبود اما به هر روی با کوشش خود این موسیقی
رو نگه داشتند.من با کسانی که با به کار بردن پیشوند لس انجلسی خط قرمز بر روی این موسیقی
می زنند نا هم سانی دارم.
پس از دوم خرداد جز چند خواننده،خواننده ها بیشتر کار پیرویا تقلیدی داشتند . کارها یا از دیدگاه
موسیقیایی بی ارزش بود یا کار تقلیدی بود.تقلید از کارهای دهه ی پنجاه یا کار های لس آنجلسی.اما
یکی دو سالی است با پیشرفت نرم افزاری این توان پدید آمد که هر کس در خانه ی خود خواننده شود!
.برای من شگفت بر انگیز و باور نکردنی که بی هنرهایی مانند بنیامین و یا چاووشی نخست از راه
بازار زیر زمینی موسیقی و سپس بازار نوار فروشی ها شناخته شدند.چنین گروهی به یاری نرم
افزار سروده های پوچ و نا پسند را می خوانند و بدبختانه به شوند اینکه موسیقی مردمی ایران
بی درو پیکر شده است این کارها به زمزمه ی روزانه ی تاکسی های مسافر بر و دیگر گروههای
جامعه درآمد.شگفت بر انگیز است که آنها را هنرمند بنامند تنها چیزی که ندارند همان هنر است.
کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد به جای اینکه نگران موسیقی لس آنجلسی باشند و درب های کشور
را به روی آنان ببدند تا ایرانیان برای رفتن به کنسرت و دیدن هنرمندان سرمایه های خود را به
دوبی سرازیر کنند ،جلوی کار چنین بی هنران نابودگر موسیقی وآسیب زننده به فرهنگ مردم را بگیرند.
من می خواستم به گونه ای دیگر نوشته های موسیقی رو آغاز کنم با یک کار پژوهشی از باربد و درباره
ی موسیقی سنتی چرا که در این باره آگاهی دارم و به موسیقی کهن کشورم گرایش دارم.چند گاه یک
بار کارهای ماندگار موسیقی پاپ رو گوش می دم.پس نوشته های موسیقی در آینده با یک کار
پژوهشی ادامه پیدا می کند مانند نوشته های زبان پارسی و پارسیان آزاد منش.
بار دیگر یاد آهنگساز بزرگ موسیقی پاپ ایرانی بابک بیات رو گرامی می دارم.ترانه های زیبای او
همواره در میان ما زنده است.من در میان ترانه های او ترانه های که برای داریوش اغبالی ساخته
بیشتر در یادم می ماند.
دوست دارم دیدگاه شما رو درباره ی موسیقی مردمی(پاپ)بدانم با این پرسشها:
از دیدگاه شما بهترین زمانه و دهه ی موسیقی پاپ کدام است؟
دیدگاه شما درباره ی موسیقی لس آنجلسی چیست؟