زن پارسی
فرهنگ گذشتگان ما سرشار از نیک پنداریها ارزشها و پاکی ها است که با گذشت زمان فراموش شده است.یکی از جستارهای فراموش شده برابری میان زن و مرد است.نشانه های آشکار ونهان در جستار برابری زن و مرد دیده می شود که در این نوشته در سه بخش زن در ایران باستان ،زن در اسلام و پیوند میان زبان شناسی و زن به روشنگری می پردازم.
پیش از آیین زرتشت ایزد بانوان نمادهای پاکی و مهرِ، تندیس ایزدی و راه پیوند میان انسان و خدا بوده اند.ایزد بانوانی مانند میترا آناهیتا هستیا و...همگی نمونه هایی از این دست اند .پس زن در آیین پارسیان راه پیوند میان انسان وخدا بوده است.
یکی از پادشاهان فرمانراوایی کیانیان ( پیش از هخامنشیان) زنی بود به نام هما ودر بازه ی زمانی میان کیانیان وهخامنشیان برای دوره ای که زمان آن در تاریخ روشن نیست ایران را کسانی به نام ایران بان اداره می کردند که همگی زن بودند وفرمانروایی از مادر به دختر می رسید . ایران در زمان هخامنشیان تنها کشوری بود که دستگاه دادخواهی داشت وزنها هم می توانستند وکیل و داور(قاضی) شوند.موبدان وپیشوایان دین زرتشت هم از میان زنان ومردان بودند.در آن زمان تک همسری رایج بود واگر کسی چند زن میگرفت از جامعه دور میشد.
پس زن ستیزی در فرهنگ گذشتگان ما نبوده و برابری جنسی که امروز بسیاری در پی آن هستند زمانی نه در افسانه ها و نه رویاها،نه در آرمان شهری آسمانی که در همین خاک پاک آریایی بر جای بوده است.
گروهی از کوشندگان در راه برابری مرد و زن به نادرست آیین اسلام را رویا روی برابری و آیینی زن ستیز می دانند.اسلام در میان گروهی بیابان گرد بی فرهنگ میان گروهی قبیله نشین نا آگاه که زن را یک کالا یا ابزار می دانستند آمد و برای زنان آن زمان حقوق و داد هایی پدید آورد.به راستی که اسلام به یاری زنان تازی رسید و آنها را از ستم و نابرابری رهانید.پیامبر اسلام(درود بر او و خاندانش) در میان کسانی که دختر را چون کالایی بی ارزش در زیر خاک می کردند دست دختر خود را بوسید.قانون های اجتماعی اسلام برای زن تازی 1400 سال پیش بسیار کار آمد بود و رهایی بخش .آیا اگر ما امروز یک ابزار 1400 سال پیش را از زیر خاک بیرون آوریم و بگوییم این ابزار در زمان خود نیز بی سود بوده داوری درستی است؟یا اینکه بگوییم این ابزار را می توان امروز نیز به کار برد گفته و خواسته ی درستی است؟
دشورای در نا سازگاری است که آّن فرمانها با زندگی امروزی دارند و روشن است که پاسخگوی زندگی امروزی نیستند.هر چند پایه های آیین مهر و خداپرستی اسلام مانند همه ی آیین های ایزدی در همه ی زمانها کارآمد و ماندگار است.اما فرمانها و قانون های اجتماعی آن بر می گردد به بیابان نشینان سالهای بسیار دور و سنجیدن ابزار و شیوه ی زندگی آنها با مردمان امروز کاری است دور از خرد.اسلام به خودی خود آیین برابری است که برای بهتر زندگی کردن مردم آمده است. همانگونه که به کار بردن قانونهای نا هماهنگ به زندگی امروزی به اسلام بیشترین آسیب را می زند و کاری نادرست است گمانه ی زن ستیز بودن اسلام نیز نادرست است.
در نوشته های پیشین به ارزش دانش زبان شناسی و آنچه که برای نگه داشت و پاک سازی زبانی بر دوش ماست پرداختم.دراین نوشته به دو نشانه ی آشکار که زبان شناسی درباره ی برابری به ما نشان می دهد می پردازم:
یکی از نشانه های آشکار برابری زن و مرد در ایران باستان زبان پارسی است.در هیچ جای زبان پارسی هیچ نا هم سانی و تفاوتی میان زن و مرد نیست.ضمیر های اشاره نیز فرا جنسی است و در جملات ما دسته بندی و جداسازی جنسی انجام نمی شود.هر چند گروهی این را کمبود زبان پارسی می دانند در سنجش با زبان تازی که میز و صندلی را نیز در اشاره جداسازی جنسی کرده و همه جای این زبان زن و مرد یا مذکر و مونث جدا شده است.در زبان انگیسی نیز همان گونه که می دانیم ضمیر های اشاره ی he , she را در خود دارد و رنگ جداسازی جنسی در زبانشان دیده می شود.در هر دو زبان یاد شده خدا را مذکر اشاره می کنند و در زبان خدا را مذکر می شناسند. در زبان پارسی اهورا مزدا هور مزد ایزد یزدان پروردگار همگی فرا جنسی هستند..پس از یورش تازیان با همه ی دگرگونی هایی که در زبان ما پدید آمد رنگ جنسی به خود نگرفت.
و مفولان یورشگر بر سرزمین پارس با همه ی ویرانی هایی که پدید آورند و با همه ی ستم هایشان یک واژه ی زیبا به جای گذاشتند.واژه ی که روزانه به کار می بریم و از پیشینه اش نا آگاهیم.واژه ی خان.
ایرانیان زن های خانه ی خود را خان های خانه ی خود می دانستند چرا که واژه ی خانم برابر=خان ِ من، خان اُم = خانُم یادگار یورش مغولان با همه تلخی ها و شور بختی ها شد.
می پذیرم به زنان در بلندای تاریخ ستم روا داشته شده و این نشانه های گفته شده تنها برای آگاهی گروه های برابری کوش است تا بدانند در فرهنگ گذشته ی سرزمینشان نشانه های آشکاری از برابری زن و مرد به جای مانده است.پس برابری زن و مرد اندیشه ای نو نیست کوششی است برای دستیابی به آنچه در گذشته های دور داشته ایم.آگاهی دادن بهترین راه کوشش برای برابری است.
نا مردی است که ما مردان در کنار برابری خواهان نباشیم و نا زنی است که زنان زن سالاری را با این کوشش ها آمیخته کنند.
به امید پیروزی برابری خواهان.
با سپاس ازدوست خوبم پگاه که در گردآوری این نوشته من رو یاری کرد.