دین
این یک نوشته ی پژوهشی نیست.دیدگاه ها و باور های من است درباره ی دین:
دین آیین خرد است.پروردگار از راه پیامبرانش پیام نیک زیستی و راه کار هایی برای زندگی بهتر انسان و سیر به سوی دریای مهر خود را به ما انسانها رساند.با گذشت زمان این پیام ها رساتر می شدند و خرد انسان ها برای ساختن و پایه گذاری یک زندگی خوب پخته تر می شد. من دین را آیینی برای زندگی بهتر
در هر دو جهان می شناسم و هر شناخت (تعریف)دیگری که رویاروی خرد و راستی باشد باور ندارم.
پیامبران همه ی دین ها و آیین ها را از آیین مهر تا اسلام دوست دارم و باور دارم که می توان از همه ی آنها آموخت و فرمانهایشان را در زندگی به کار بست.واژگون نا آگاهانی که دین زرتشت را دو خدایی
می دانند ،بر خود می بالم که در سرزمین من آیین خداپرستی و یکتا پرستی وجود داشته است.پیام پندار
نیک گفتار نیک کردار نیک را در سنگ نوشت درون خود کنده کاری کردم و از زرتشت خرد ورزی را آموختم.از آیین مسیح نیز عشق و مهر ایزدی را آموختم .مسیحی که جان در ره عشقش داد.بی آنکه
سخن کسانی که می گویند او روح خدا بود در جسم انسان را بپذیرم چرا که در روح همه ی انسان ها
روح خدایی وجود دارد.
و اسلام؛آیینی که پیام همه ی دین ها را در خود دارد و هنوز دینی رساتر از اسلام نیافته ام.دینی
شگفت بر انگیز که در میان نادانترین مردم در آن زمان شور خدایی بر انگیخت و روشنگر آنها شد.خود
را ایرانی مسلمان می دانم .مسلمانی که زرتشتی مسیحی یهودی و... هم است.با گذاشتن این نام نه
تنها راه آموختن از دیگر دینها را نمی بندم که نا خودآگاه به همه ی دین ها گرایش پیدا می کنم.
دین یک باور فردی است و راه کاری برای زندگی بهتر هرگز به نام دین راه اندیشدن را بر خود نمی بندم هرگز به نام دین اندیشه ام را مرز بندی نمی کنم.شگفت زده می شوم زمانی که انسان ها پیام خداوند را ابزار سودجویی می کنند ودین برای آنها مانند یک میدان برای بروز خودخواهی ها تنگ نگری ها و خرد پوشی ها می شود.
خدا ما را برترین آفریده نامید ما چه کردیم؟
زمین را مهد آلودگی و ناپاکی نام نهادیم و از آغاز تا به امروز در پی گریز گاهی فراتر از زمین
فرودست هستیم..فراتر از خاک آلوده بن و فرومایه.دست نیایش به سوی آسمانها هم سخن با پروردگاری
که در آن بالاترین دوردست ها از بالا به ما نگاه می کند ، به سخنانش پشت کردیم.او که گفت از رگ
گردن به شما نزدیک ترم او که گفت روح خود را در خاک دمیدم و سرشت انسان نهادم و ما خود را
زندانی شده در تن خاکی دانسته همواره آرزوهایمان را در بی کرانه ی آسمان جستیم.گویی زمین از
آسمان ها جداست گویی زمین آلودگاهی است برای شکنجه و رنج انسان ها.
ما آفردیگان برتر به سادگی نام دیگر آفردیگان خدا را پست می کنیم (گفتنی است در فرهنگ ایران
باستان و بسیاری از کشور ها نه تنها نام چهار پایان و حیوان ها به پستی نسبت داده نمی شد که
ویژگی های برتر را با نام حیوان ها یاد می کردند)کدام چهار پایی چهار پای دیگری را شکنجه می دهد؟
کدام حیوانی کینه ی حیوان دیگر در دل دارد؟کدام حیوانی به نام خدا حیوانی دیگر را فریب می دهد؟
کدام حیوان یه حیوان دیگر رشک و حسد می ورزد؟کدام حیوانی اسپند دود می کند تا شکستها و
دشواریهای زندگی خود را بر چشم حیوان دیگر گره بزند؟(چه بسیار انسانهایی که به این سو و آن سو
می زنند خرافه ی چشم خوردن را رنگ دینی
یا فرهنگی یا این روزها که بازار انرژی درمانی گرم است رنگ انرژی منفی! بزنند)
کدام حیوانی مرگ را که فراخواست ما انسانها و به خواست خداست بر دیگر حیوان ها روا می دارد؟
این است کارنامه ی آفریده ی برتر،بدترین آفریده که در زمین زنده است و دشمن زمینی که سرشت وجودی اش از خاک آن نهاده شده دشمنی می ورزد.
من با خود پیمان بستم هرگز نام هیچ آفریده ای رو پست نکنم که پست ترین کارها در کنار نام انسان انجام می شود.با خود پیمان بستم با زمین آشتی کنم و به جای دشنام دادن به زمین، خدا را هم در بی کرانه های آسمانش و هم در زمینی که بخشی از آسمان هاست پیدا کنم.ماه زیبا است .روشنگر شبهای گنگ و تیره
هم راز بسیاری از انسان ها در زمین.اما خاک از جنس من است هم رازی که توانایی پاسخ دارد...
من بار دیگه یادآوری می کنم که اینها باور و نگرش های من هستند.همانگونه که همیشه گفتم درب ب
ه روی دگرگونی باور هام گشوده است.خشنود می شم اگر با دیدگاه های سازنده تون روشنگر باور هام باشید.من باور دارم که دین یک باور فردی است و باور فردی هرکس درخور احترام و بزرگداشت.نوشته ی آینده بازخوانی یک پرونده است درباره ی دین.هم راستا و هم سو با این روزها.
پیروز باشید.