به نام نوروز
به نام عشق ، به کام غم.
به نام غم، به کام اشک.
به نام اشک، به کام دل.
به نام زخمهای نشسته بر دل.به کام خورنده ی خون دل.
به نام او که همواره در کنار ماست،به کام آنکه تنهاست.
به نام تنهایی،به کام آرامش شب.
به نام ستاره،به کام ماه.
به نام زمین،به کام آسمان .
به نام برف،به کام پاکی.
به نام خار به کام گل
به نام آفریننده ی دشواریها.به کام گره گشایی ها.
به نام نگاه یک پیرزن،به کام لبخند یک کودک.
به نام دوزخ،به کام بهشت.
به نام مرگ،به کام زندگی.
به نام خداوند مهر و خرد.به کام من.
به نام عشق به نام غم به نام اشک به نام تنهایی به نام ستاره به نام زمین و به نام برف به نام دشواری
به نام نگاه یک پیرزن به نام دوزخ به نام مرگ،به نام همه ی نیکی ها و بدی های بن نیکی که خدا
آفریده به پیشواز نوروز می رویم.
نوروز نیمه جان در پشت در خانه ی دل.هدیه ای دیرین برای همه ی ایرانیان.نوروز فرصتی نیک است
برای دگرگونی برای هماهنگی با طبیعت برای هم آوا شدن با جهان برای ترانه ی شادی خواندن برای
خانه تکانی دل از پلیدی ها از رشک ها از دورویی ها از زنگارها.همراه شدن با آیین پدران و
مادرانمان.به سوی دگرگون پذیری برویم که جهان روبه دگرگونی است.
خدای را سپاس می گویم که آفریدگانش را دوست دارد.خود را دوست دارم چرا که در آیینه ی جانم خدا
را می بینم و خدا را درود می فرستم که مرا ایرانی آفرید تا نوروز را دریابم.خدا را برای همه ی نیکی
ها و بدی هایی که در جهان آورده دوست دارم.چرا که همه کنار هم یکپارچگی جهان را پدید می آورند.
....................................................................................................................................
برنامه دیگری برای به این نوشته داشتم که این نوشته ها به اندیشه ام آمد.در حال گرد آوری نوشته
زبان باستان آذرآبادگان هستم که پاسخی است برای همه ی جدایی خواهان بی میهن.پیش از آغاز
بخش دوم نوشته های پارسیان آزاد منش و پیش از نوروز آماده می شه.
در نوشته ی بالا خشنود می شم اگر بینش به دشواری های زندگی رو با هم به گفتگو بگزاریم و
اینکه برخی از پدیده هایی که از آن می گریزیم و نفرین می کنیم رو نیز خدا آفریده و اندیشه ای
پشتش پنهان بوده.بیش از این نمی گم دوست دارم ببینم چه پیام هایی رو از نوشته ی بالا دریافت
می کنید.پیروز باشید.