بنام خداوند جان و خرد     /   کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند جان و خداوند جای    /  خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر /   فروزنده ی ماه و ناهید و مهر

زنام و نشان و گمان برتر است /   نگارنده ی بر شده پیکر است

در باره ی حکیم ابوالقاسم فردوسی سخن بسیار رفته است و شاید نیازی نباشد که دیگر بار من نیز بدان بپردازیم که نیک می دانم آگاهی همه در باره ی چنین مرد فرزانه و میهن پرستی بسیار است.اما نوشتن بهانه ایست به مناسبت فرا رسیدن سالروز بزرگ  مرد حماسه سرای ایرانی.

حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی در سال329 و یا 330 هجری قمری در قریه پاز طابران طوس به دنیا آمد. آگاهی ما از زندگی و تحصیل وی اندک است جز آنکه از شاهنامه چنان برمی

آید که وی به زبان و ادبیات عرب تسلط کامل داشته و شباهت شاهنامه به اثر ایلیاد و هومر آشنای کامل

وی را با زبان و ادبیات یونان می رساند.

شاهنامه در بر گیرنده ی تاریخ و تمدن ایران باستان است .که از آغاز تمدن تا انقراض حکومت ایران به دست اعراب را شامل میشود: 1.دوره ی اساطیری:از کیومرث تا فریدون.2.دوره ی پهلوی:از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم.3.دوره ی تاریخی:از اواخر کیانیان تا انقراض ساسانیان.

فردوسی شاهنامه را به خاطر عرق ملی و میهن پرستی به نظم در آورد نه به دستور سلطان محمود

غزنوی چون هنگامی که وی شروع به سرودن شاهنامه کرد سلطان محمود هنوز به سلطنت نرسیده بود.

باری سخن بسیار است و ما باید بیش از این به چنین انسانهای پرارزشی که از جان و مال خود در راه

ایران گذشتند قدر دانی کنیم و آنها را سپاس گوییم و به اهداف و آرمانهای ایشان که همانا سربلندی نام ایران و ایرانی است بپردازیم .

و بکوشیم در پندار نیکو سرشت باشیم و همواره سخن به نیک گوییم و این دو سر آغازی باشد برای

درست زیستن و درست اندیشیدن مان. که بسیار بوده اند زنان و مردانی که در این راه زیسته اند وسرآمد مردمان هم عصر خویش بوده اند. باشد که ما نیز راه و مسلک بزرگانی اینچنین را سر مشق قرار دهیم و

در حفظ سربلندی ایرانی آباد بکوشیم

جاوید ایران

 

شود مردمی کیش و آیین ما   / نگیرد خرد خرده بر دین ما

بیاریم آن آب رفته به جوی   /  مگر زان بیابیم باز آبروی

 

 سارا

 

از سارا برای فرستادن  این نوشته سپاسگذاری می کنم. 

به امید همکاریهای بیشتر با همه شما دوستان گرامی

 

 جایگاه زن در ایران باستان(داریوش)