کتاب_چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
نخست سخنی با خوانندگان:
درود بر شما
ساز شکسته چندین ماه فراموش شدو در گوشه ای خاک می خورد تا امروز که دوستی آمد و ساز خاموش را کوک کرد و به دست من داد.آنان که دستی بر ساز دارند می دونن که با ساز شکسته می شه نواخت ولی با ساز نا کوک نمی شه. اینبار چند قدم مانده به کوی پاییز،برگشتم تا برای شما بنوازم و از شما بیاموزم.ممنونم از همراهی همه دوستان و سپاس از دستان پاکی که ساز را کوک کرد و دوباره به من انگیزه ی نوشتن داد.
………...............................................................................................................................
کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین رو خوندین؟
اگه نخوندین چیزهای زیادی از دست دادین.این جمله ها ی زرین رو از اون کتاب بیرون آوردم.
دوست دارم دیدگاه های شما رو هم بدونم.کدوم جلمه رو با ارزش و تاثیر گذار می دونید؟
-
گذشته و آینده زمان حال را به سرقت می برند.
-
انتقاد پیوسته نوعی مشکل روانی است که کم کم منجر به بیماری روماتسیم می شود.
-
پس از اینکه دریا از تلاطم ایستاد کشتی های نجات فرا می رسد.
-
زندگی همانند یک آینه است و ما در دیگران،بازتاب چهره ی خودمان را می بینیم.
-
هر قدر انسان بیشتر بداند مسئولیتش بیشتر خواهد بود.
-
نفرین همیشه به گوینده ی آن بازمی گردد.
-
(بام ذهن آدمی حیاط خانه ی خداست)
......................................................................................................................................
خودم و خودت۱:
خودت:این جمله ی آخرو از کجا آوردی؟چقدر آشناست.مطمئنی از همین کتابه؟
خودم:نه! راستش دیدم قشنگه خوشم اومد گذاشتمش جمله ی حسین پناهیه.(ببینم کی حواسش جمه)
خودت: چه لوس!چند وقت نبوده با مزه شدی.ببینم تو قدیما یه جور دیگه می نوشتی پس زبان فارسی و پاک سازی و اینا کجا رفتن؟
خودم:ولمون کن بابا حوصله داری.سری که درد می کرد و این همه دستمال بستم چی شد؟بگذار یه باردستمال رو باز کنیم ببینیم چی میشه.
خودت:همین شمایید که با بی تفاوتی فرهنگ مارو نابود کردید.
خودم:دیگه داری زیادی گیر می دی.ببین خود تو جمله ی نخست چند تا واژه ی نا پارسی به کار بردی:
آخرـمطمئن ـ چقدرـکتاب
خوش باشید و پیروز
در پناه راستی.